مـــــــــــــداد رنگی

منو مدادرنگیامو یه دنیای بنفشآبی جیغ

چرا هیچکس نیست محض من زنگ بزنه اینور اونور بگه چیکار کردی این بچه رو که داره اینجوری گریه می کنه چرا اون روز که فکر کردم پشتمه و همه چیزو بهش گفتم یادش رفته که چه پیری ازم درآورد که حالا هی می پرسه سر چی گریه می کنم و جالبه میگه به من اعتماد کن بگو دعوات نمی کنم و من با گذشت چندین سال از عمرم باید توضیح بدم که دلم می خواد با کیا بشینم و با کیا بلند شم. 

هیچ راهی جلوی پام نیست که آخرش به خنده و شادی ختم بشه تمام راه ها آخرش یا عر زدن منه یا ناله و نفرین آدمای دور و برم که بدرقه ی راهم خواهد شد ... 

یه روزی کم میارم میگم خدا نگهدار ... میگم خدانگهدار میگم خدا نگهدار ‌...



[ یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ] [ 02:45 ق.ظ ] [ مداد رنگی ]